من زچشمان تو هرشب غزلی ساخته ام
از ازل تا به ابد قافیه را در نگهت باخته ام
درغزل از قد رعنای تو مدحی ساختم
سرو را در برتو همچو کمان ساخته ام
شوخی وبرق نگاهت که چه زیباست خدا
برق چشمان غزالی به غزل ساخته ام
یادآوای تو را همچو نوا از بلبل
نغمه زندگیم با دل وجان ساخته ام
تا که خواهم کنم از عهد و وفایت توصیف
نتوانم که بگویم خجلت ساخته ام
تو برفتی و زتو خاطره ها برجا ماند
تو ندانی که از آنها چه سخن ساخته ام
یاد تو در سرم و هر نفست در تنم است
من چرا نام تو را پیله به تن ساخته ام
هرکه آمد بشود همرهو من همدم من
همه را بر نگهی از تو فدا ساخته ام
پ.ن:امیدوارم سالیان سال زندگی شاد و پر از موفقیت داشته باشی
این شعرناقابلم هدیه تولدت از طرف من