بيست و هفتم شهريور ماه بدين سبب روزشعر و ادب فارسي ناميده شده
كه مصادف است با سالروزدر گذشت استاد سيد محمدحسين بهجت تبريزي
متخلص و مشهور به شهريار . شايد شهريار را بتوان آخرين شاعر غزل
سراي چيره دست در ادب فارسي ناميد چرا كه پس از او ديگر قالب غزل ،
شاعر بزرگي به خود نديده و علاوه بر اين رفته رفته غزل جاي خود را به
شعر سپيد و نيمايي سپرده و خود به شعراي سلف پيوسته است.
شهريار شاعر شوريده اي است كه همچون بسياري از اسلاف خويش از
عشق زميني و مجازي ، به عشق آسماني و حقيقي دست يافت و اين عشق
سبب شد تا گوهر وجودش در كوره سختي ها بگدازد و بر عيار آن افزوده گردد.

حیدر بابا یولوم سنن کج اولدی حیدر بابا راهم از تو جدا شده
عمروم گچدی گلممدیم گج اولدی عمرم گذشت نیومدم دیر شده
هیچ بیلمدیم گوزلرون نج اولدی نفهمیدم زیبا رویان چی شدن
بیلمزدیم دنگه لروار، دونوم وار نمیدونستم رفتن و برگشتنی هست
ایتگین لیک وار، آیرلیق وار، ئولوم وار بیخبری هست،جدایی هست،مردن هست
حیدر بابا ،شیطان بیزی آزدیریب حیدر باب شیطان قولمون زده
محبتی اور کلردن قازدریب محبت رو از دیارمون بیرون کرده
قره گونون سرنوشتین یازدریب روزهای سیاهی رو در سرنوشتمون نوشته
سالیب خلقی بیر بیرینون جانینا! انسانها رو به جون هم انداخته
باریشیقی بیلشدیریب قانینا! صلح و آشتی رو به خون غلتونده
گوز یاشینا باخان اولسا ،قان آخماز! به اشک چشم نگاه کنیم خون نمیچکه
انسان اولان خنجر بئلینه تاخماز! کسی انسان باشه خنجر به کمر نمیبنده
اما حیف کور توتدوغون بوراخماز! اما حیف که کور چیزی رو بگیره ول نمیکنه
بهشتیمیز جهنم اولماقدا در! بهشتمون داره جهنم میشه !
ذیحجه میز محرم الماقدا در! ماه ذیحجه داره محرم میشه !