از همه دوستان به خاطر نقطه نظرات ارزشمند و قابل تامل شون سپاسگذارم.
همه گفته های شما عزیزان کاملا" درست و متین ولی من با اجازتون میخوام در تکمیل نظراتتون مواردی رو اضافه کنم.
مردی که میخندد:
به نقطه جالب اشاره کردن و کاملا" درسته تو رابطه هایی که ما امروزه شاهدشون هستیم بیشتر موارد به این صورتیه که گفتن . ولی ما نمیتونیم رابطه عده دیگر رو که برعکس این گونه رابطه هاست رو نا دیده بگیریم .یعنی قبل از اینکه رابطه عاطفی برقرار بشه شناخت از هم صورت میگیره ولی چون انسانها در مواردی خوشبختانه و در مواردی متاسفانه قابل تغییر هستند امکانه عوض شدن هست یعنی شخصی تحت تاثیر زمان و مکان و شرایط و......
تغییر میکنه و اینجاست که شناخت بدست آمده ارزشی نداره و باعث مشکل میشه.
ان شالله که همیشه بخندید.
ایلیا
در ادامه حرفای ایشون هم باید بگم اینکه اگر بخوایم آدما رو بشناسیم باید از خودمون شروع کنیم درسته ولی به یه مسئله ایی اشاره کردن که میخوام یه توضیح ی بدم
بله درسته شناخت آدما سخته ولی غیر ممکن نیست این رو هم باید عرض کنم که شناختهای ما یا آگاهی انسانها در هر زمینه ایی که میخواد باشه نسبی ست و با هر جمله ای که من مخالفم
اینه که (اول خودت رو بشناسی و دیگه به نظر من شناخت بقیه برات مهم نخواهد بود)
درسته ما با شناخت خودمون به شناخت خدا میرسیم ولی اون شناختی که ما از خودمون
بدست میاریم در تعامل و بده بستون با آدمای اطرافمون صورت میگیره.
برای مثا ل کسی که با اطرافیانش رابطه ایی نداره و عکس العمل خودش رو مقابل عمل اونها نخواهد شناخت .
ما برای اینکه خودمون رو بهتر بشناسیم باید محک بزنیم و در حین اینکه آدمای دورو برمون
و میسنجیم و میشناسیم خودمون رو هم بهتر خواهیم شناخت پس ما نیاز داریم دیگران رو هم بشناسیم.
مامندی:
از دوست عزیزمون مامندی هم به خاطر نظر دقیقی که دادن ممنون هستم وباید در تایید حرفاشون بگم انسان ذاتا" یک موجود با فطرتی پاک هست و و به درستی ها و زیباییها راحت میتونه اعتماد کنه.
عاطفه:
از جمله زیبایی که از استاد شریعتی برام نوشتن ممنونم وباید بگم
شناخت یک مسئله عمیقی هست ولی غمناک نیست.
سپهر:
مرسی از جمله ایی که برامون نقل کردن و من به شخصه به جمله شون ایمان دارم پس چون میخوام میتونم.کوتاه عرض میکنم که اگر کسی برای انجام کاری نهایت تلاش و سعی خودش رو بکنه و نتیجه نگیره این خودش موفقیتی بزرگتر محسوب میشه ما انجام کاها رو صرف نتیجه موفق انجام نمیدیم.
صبرا:
مرسی از لطفی که داری امیدوارم به کمک شما بتونم به هدفی که دارم برسم
پس تنهام نذار
یک دوست یک.......
از یادآوری یکی از مهمات زندگی خیلی ممنونم و امیدوارم همیشه امیدوارباشی
در ضمن منتظرم تا جا ی خالی اسمت رو هم پرکنی.
تایماز:
خیلی خوشحالم که دوست عزیزی هم مثل خودم فکر میکنه و دوست داشتن رو مقدس به زیباییهاش میدونه
نه به خاطر اینکه دوسش داشته باشن .
حالا میخوام یه جمع بندی کلی در جواب این 2 سئوال با توجه به نقطه نظرات شما عزیزان و نظر خودم داشته باشم.
ابتدایی ترین و اولیه ترین شناختی که انسان به صورت مختار انجام میده شناخت خود هست.
یعنی اگر انسانی بخواد شروع کنه باید از خودش شروع کنه ولی ما نمی خوایم بگیم برای شناخت خودمون فقط بایدخودمون باشیم وخودمون ونیازی به دیگران و دیگر چیزا نداریم.
چرا ؟
چون به این صورت این طور میشه که
شخصی تو اتاق نشسته باشه و راجع به خودش نظر بده و بگه این خصوصیتهایی که گفتم من
حقیقی رو تشکیل میده یک انسان وقتی تو یه اتاقه از کجا میدونه کجا مینونه کمک کنه ؟
کجا مهربونه؟
کجا صبوره؟
کجا عصبانیه؟
کجا میترسه؟
کجا تحمل داره؟ و................
پس انسان بعد یک شناخت ذهنی از خودش باید لیست شناخت خودش رومورد محک قرار بده
تا شعارهای گفته شدش رو تائید کنه و یا رد! دلیل قبول و رد هم براش روشن میشه.
برای این کار باید بره سراغ اجتماع و معاشرت مقابل عملها قرار بگیره تا بتونه عکس العمل مورد تائید خودش رو اثبات کنه در حین اینکه انسان یا بهتر بگم ما داریم این شناختها رو تثبیت میکنیم به شناخت اطافیانمون هم علاقه مند و هم نیازمند میشیم.
مسلما" در تعامل با اطرافیانمون شناختهای نسبی و نه عمیقی بدست میاریم و به خاطر نیازهای فردی خودمون در هر مقطعی دنبال یه سری اصولها برای خودمون میگردیم که پاسخ گوی نیازهای ما باشن به همین علت روی شناخت بعضی افراد وبعضی موقعیتها دقیق می شیم و دوست داریم بیشتر بدونیم پس یکی از نیازهای اصلی ما شناخت دیگران محسوب میشه که برای رفع نیازهای دیگرمون هست.
بعد از بدست آوردن یه سری آگاهی ما باید بسنجیم که آیا این اطلاعات درست هستن میزان درستیشون تا چه حدیه؟
همین موقع هست که باید از اطلاعاتی که داریم برای کشف جوابهایی که لازم داریم استفاده کنیم و جواب های بدست اومدمون رو با مقایسه با هم میزان درستی و تائید اون ها رو بسنجیم که اگر جوابهای ما با اطلاعات داده شده هماهنگ بود ما میتونیم اعتماد کنیم و این رو هم باید عرض کنم هیچ وقت اعتمادها صد در صد نخواهد بود چون به حکم عقل انسان موجودی غیر قابل پیش بینیه .این رو هم بگم که انسان به پاکیها اعتماد میکنه چون فطرتا" پاک و زیباست.
از شما دوستای عزیز میخوام بهم بگین که این روندی که در پیش گرفتم چطوره؟
یعنی با نظرات شما و خودم در پاسخ هر سئوال جمع بندی بکنم و اینکه توضیحاتی که نوشتم آیا مطلبی داره که اضافه باشه؟
در کل میخوام کمکم کنید بتونم هر پستم بهتر از پست دیگم باشه
باز هم از لطفی که کردین و منو همراهی کردین بی نهایت سپاسگذارم.
