تو يه شب تابستوني معمولي مثل همه شبهاي ديگه اومدم
آره منم مثل همه بچه هاي ديگه بودنم رو با گريه شروع كردم آره گريه
نميدونم چرا تا پا روي زمين ميذاريم با گريه شروع ميشه؟
انگار از همون اول غريضمون بهمون ميگه كه اين دنيا يعني گريه
خيلي جالبه وقتي به خود من اين جمله هارو ميگفتن نميفهميدم چي ميگن
ولي حالا دارم لمسشون ميكنم
حالا كه 23 تا تابستون گرم و به زمستون سرد و يخبندون پيوند زدم
ميپرسم چرا ؟ واسه چي اومدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چيكار بايد بكنم خسته شدم از بس گفتم اولين وبزرگترين نعمت و لطف خدا نعمت حياته.
خسته شدم از بس سوالهاي خودم خودم جواب دادم
خسته شدم انقدر نقش آدماي اميدوار بازي كردم
اومدم چيكار كنم؟
خدا از من چي ميخواد؟
خداياااااااااااااااااااااااا
كاشكي نبودم
كاشكي اين لطفت اين نعمتت شامل حال من يكي نميشد
خودت بگو من چيكار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من اين تولد ظاهري نميخوام كمك كن تا تولدم واقعي باشه
كمكم كن تا اونچه رو كه ميخواي
بفهمم
قبول كنم
انجام بدم
كمكم كن تا بنده به معني كامل بشم
اونوقت منم جشن ميگيرم جشن تولد
میشه شما حروف تولد رو برام معنی کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ياد جشن تولد پارسال بخير
وايييييييييييييي
از آرش عزیز و خانوم گلش مهتاب جون به خاطر هديه ايي كه بهم دادن ممنونم
هديشون اين قالب خوشگله .
اميدوارم كنار هم ساليان سال خوشبخت شاد و هميشه عاشق هم زندگي كنن .
بازم از حضور صميميتون ممنونم .
